فلسفه‌ٴ توما تا سده‌ٴ بعدي قدرت كامل نيافت‌. بي‌شك مقارن سال 1278، تقريباً به صورت‌ آيين رسمي فرقه‌ٴ دومينيكي درآمده بود، ولي در آن زمان مخالفت شديد بود و فقط به رقباي‌ فرانسيسي محدود نمي‌شد. مي‌توان گفت تا جايي كه تأثير آن مورد نظر باشد، تا شوراي وين در 1311 ـ 1312، يعني هنگامي كه قديس توما به لقب بامعني ((مجتهد كل‌)) ملقب شد، فلسفه‌ٴ توما به حد رشد نرسيده بود.
در ميان نخستين مدافعان فلسفه‌ٴ توما، پير اوورني‌، ژيل لسني‌، ژوفرواي فونتني‌، و شايد هانري گنتي را مي‌توان نام برد (از چهار نفر سه تن بلژيكي‌!). از آن رو گفتم شايد، كه هانري خيلي‌ محافظه‌كار بود، محافظه‌كارتر از آنچه بتواند جنگجوي آيين تازه‌اي باشد، ولو اين كه آن آيين‌ اتفاقاً هم‌چنان كه بود موجب پيروزي اعتداليون گردد. روي هم رفته‌، بهتر است او را در شمار فيلسوفان هوادار كليسا جاي دهيم‌، يعني ارسطوييان ترسويي كه تمايلات اوگوستيني داشتند، و ميان قديس توما و مخالفانش نوعي بي‌طرفي نيك‌خواهانه اختيار كرده بودند. اينان گروه بزرگي‌ بودند و تعدادشان از هواداران واقعي توما خيلي بيشتر بود. در ميان آنان مي‌توان پدروي‌ اسپانيايي‌، اجيديوي رُمي‌، اولريك استراسبورگي‌، تئودوريك فريبرگي‌، ويتلو، ويلهلم موربكي‌، هانري بات‌، ريچارد ميدلتوني‌، و حتي راجر بيكن را برشمرد. در نظر اول پيروزي فلسفه‌ٴ توما با كندي زيادي صورت مي‌گرفت‌، ولي از بازتاب آن مي‌توان دريافت كه با توجه به تمام مراتب‌، سرعت آن تا حد ممكن زياد بوده است‌. آييني كه چنين سخت خوشايند افراد محافظه‌كارتر، يعني افراد ترسوتر باشد، نمي‌توان انتظار داشت كه با هلهله‌هاي سخت رو به رو گردد. اعتدال چيز زيبايي است ولي مشكل بتوان مجذوب آن شد. پيروزي نهايي فلسفه‌ٴ توما تا حدي مرهون آن بود كه تقريباً به آرامي پذيرفته شد. يعني با اعتماد به نفس و بدون‌ شيفتگي‌. در سايه‌ٴ اين تأخير، وقتي پيروزي فرا رسيد كمتر موجب رشك شد و حتي مورد تجليل قرار گرفت‌.
اگر طرفداران غيرجدي توما را، كه قبلاً از آنها سخن گفتيم‌، كنار بگذاريم گروه هوادارن توما خيلي كوچك‌تر از مخالفان جدي آن است‌. اول از همه‌، در برابر آنان گروه بزرگي از افلاطونيان‌ فرانسيسي بودند: سنت بناونتور، توماس يوركي‌، جان پكهام‌، گيوم دولامار، ويليام وِيري‌، دنس‌ اسكوت‌، (بعد بسياري ديگر، از قبيل پير اوليوي و پير دوترابيبوس‌، استفان تامپيه‌، و حتي‌ رابرت كيلواردبي دومينيكي‌). معلوم بود كه شكست فلسفه‌ٴ توما ناگزير است ولي با فرونشستن‌ طوفان تدريجاً دوستان محتاطش پديدار شدند.
هرچند مبارزه‌ٴ سه جانبه‌ٴ ميان ابن رشد، فلسفه‌ٴ توما، و اصحاب مدرسه‌ٴ قديم مهم‌ترين مبارزه‌ٴ آن عصر بود، جريان‌هاي فكري متعددي هم وجود داشت كه اينك‌، ذكر مختصري از آنها مي‌كنيم‌. جويندگان علوم خفيه از قبيل آرنولد ويلانووايي‌، رامون لول‌، بارتولوميوي پارمايي‌، و